ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام . از سرکار خانم بهرامچی شعرهایی به مراتب بهتر از این خوانده ام و فکر می کنم این غزل را بدون تام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - بحث صامت اضافی "چراغانی است" نیست ؛ چرا که وزن دوری به شاعر چنین امکانی را می دهد که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - دیدگاه مسئول ستون نقد: - گلدانهای خالی از گل ....استخرهای خالی از آب....چشمهای خالی از اش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام و عرض ادب. - ویراستاری می گفت به سه چیز علاقهٔ بیشتری دارد,اول خوردن, دوم خانواده و سوم وی   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



بغض بی امان
بوی غزل   دارد نگاهت   بوی نان  بانو
بی چشم تو  رونق    ندارد  این دکان بانو

روزی که دل می بست چشمانم همه دیدند
در پیش چشمان تو  دل  می داد جان  بانو 

بردار  از  سر  روسری  را و پریشان کن
چون گیسوانت  خاطرم  را  مهربان  بانو

وقتی زمین جای کبوتر نیست باید بست
در   سایه  ات  دل  درهوای آسمان  بانو

از   نامه   سرد    نسیم   صبح   فهمیدم
بوی     جدائی  می دهد    پیغامتان   بانو

دیشب  تمام  ایل  غرق   کوچ  بود  اما
من در هوایت غرق بغضی بی امان بانو

این رسم   و  راه دختران  ایلیاتی  نیست
ما دل به تو بستیم و تو بر دیگران بانو

روزی هزاران بارمی میرم ز دردی که
چون کارد دارد می رسد تا استخوان بانو

یک بیستون دردم که غیر از مرگ شیرین نیست
پایان     تلخ     قهرمان     داستان   بانو

                                                محمدرضا کاکائی (شفای اصفهانی)
کلمات کلیدی این مطلب :  بغض ، بی امان ، بانو ، بوی نان ، روسری ، نسیم ، صبح ، کوچ ، مهربان ، ایل ،

موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1398/4/27 در ساعت : 21:19:58   |  تعداد مشاهده این شعر :  433


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 23,566 | بازدید دیروز : 35,742 | بازدید کل : 128,580,193
logo-samandehi