ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
از جناب ترمک عزیز همیشه غزلهای شیوا و خواندنی خوانده ام ، شعر جناب ترمک دارای شخصیت خاص و به قول معر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... استاد خوش عمل کاشانی را می ستایم به سبب تاریخ شیدایی اش و شوریدگی شعرهای او و به خاطر نگاه بلند   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... خوش به حال کبوتران حرم / ما که جا مانده ایم ، جا مانده... شعری موثر و به یاد ماندنی از شاعری نام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... کربلا جز عشق و شیدایی نبود / هرچه دیدم غیر زیبایی نبود... سلام به شاعر ارجمند معاصر جناب سعیدی ر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام جناب ارغوان عزیز - ابتدا از حسن توجه و دقت شما سپاسگزارم و اما بعد : - /عمری/ افاده تما   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام و عرض ادب استاد گرامی - نظر شما هم درسته اما با سروده ی استاد صالحی فرقی نداره غزلشون خیلی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام مجدد - اگر می خواستید نحو را رعایت کرده باشید، بهتر بود می فرمودید: - و عمری صرف‌ِ‌کسبِ    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
مرا امشب بجوشان، شک مکن، در شیشه کن، بشکن - به دنبال خدایی تازه ام در باورستانها - هزاران درود ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
غزلی شکوهمند با همان زبان آشنا و گاه گزنده ی دکتر قزوه ، شرارت این لحن چنان است که ساختار قافیه را ه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



روایت

جالب نبود قصّه همین جا رها شود
نقد مخاطبان گله و ناسزا شود
گیریم در مقدّمه راویش خواسته است
از ترس، گاو مش حسن فیلمها شود
پس ابتکار و غیرت خودکارتان کجاست؟
آن شخیصت هنوز قرار است پا شود
رستم شود، تهمتنی صحنه را کند
پیروزی اش به قلب مخاطب دعا شود
کشتی نوح غرق شود!؟ نه درست نیست
باید که ناخداش زمانی خدا شود
بایست قهرمان به سلامت رسد و بعد
در اوج قصّه راهی غار حرا شود
باید بخیر بگذرد این لیله المبیت
فرداش خیبرانه در بخت وا شود
باید هنوز او ید بیضا نشان دهد
بایست اژدهایی از این دست عصا شود
بن مایه خوب نیست که بی مایگی کند
پیرنگ رنگ باخته، ناماجرا شود
بردار! خط بزن! همه را پاره پاره کن!
از نو شروع کن! بنویسش که تا شود:
آنچه میان کشمکش پهلوان و دیو
صد صحنه حادثه است، جز این هم چرا شود؟
از نو شروع کن! قلمت غیرتی شده است
تقدیر با نوک قلمت جا به جا شود
دکترمهرداد نصرتی(مهرشاعر)



   تاریخ ارسال  :   1398/7/7 در ساعت : 21:38:43   |  تعداد مشاهده این شعر :  304


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 38,704 | بازدید دیروز : 39,774 | بازدید کل : 124,255,445
logo-samandehi