ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
از جناب ترمک عزیز همیشه غزلهای شیوا و خواندنی خوانده ام ، شعر جناب ترمک دارای شخصیت خاص و به قول معر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... استاد خوش عمل کاشانی را می ستایم به سبب تاریخ شیدایی اش و شوریدگی شعرهای او و به خاطر نگاه بلند   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... خوش به حال کبوتران حرم / ما که جا مانده ایم ، جا مانده... شعری موثر و به یاد ماندنی از شاعری نام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... کربلا جز عشق و شیدایی نبود / هرچه دیدم غیر زیبایی نبود... سلام به شاعر ارجمند معاصر جناب سعیدی ر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام جناب ارغوان عزیز - ابتدا از حسن توجه و دقت شما سپاسگزارم و اما بعد : - /عمری/ افاده تما   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام و عرض ادب استاد گرامی - نظر شما هم درسته اما با سروده ی استاد صالحی فرقی نداره غزلشون خیلی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام مجدد - اگر می خواستید نحو را رعایت کرده باشید، بهتر بود می فرمودید: - و عمری صرف‌ِ‌کسبِ    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
مرا امشب بجوشان، شک مکن، در شیشه کن، بشکن - به دنبال خدایی تازه ام در باورستانها - هزاران درود ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
غزلی شکوهمند با همان زبان آشنا و گاه گزنده ی دکتر قزوه ، شرارت این لحن چنان است که ساختار قافیه را ه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



پاییزیه (سمفونی زنجره)


پاییزیه(سمفونی زنجره)


باز، شد نوبت پاییز که تعزیر کند.
عشق را در نفس خاطره زنجیر کند.

دلِ لیلی، دلِ مجنون، دلِ آزاد و اسیر.
با خودش هم دل و هم قافیه درگیر کند.

اشک و لبخند و غم و سوز و گدازِ پاییز.
حس و حالش به نگاه همه توفیر کند.

نیمه شد شمسه ی هجری، سنه ی جاری باز.
دست، بر دامن تقویم چه تدبیر کند.

رقص انداخت به پهلوی زمین، چرخش فصل.
می رود تا که جهان را ز خوشی سیر کند.

آه را باده ی طُغرای سلاطین سازد.
ماه را از شب ظلمت زده، دلگیر کند.

برگ شد هم سفرِ قاصدک باد مگر.
از طراوت همه جا، بدرقه تقدیر کند.

بعد باران، شده نازل، غزلِ قوس و قزح.
تا براندامِ زمین طرح نُو تصویر کند.

ترمه ی گُل گُلیِ صاف زمین را انگار.
آمده ارتشِ چین یک شبِ تسخیر کند.

بیرقی زرد برافراشته در نهضتِ سرخ.
سبزی از دامنِ خود، حکم به تکفیر کند.

برگ سبزی اگرم رقص کند در دلِ باغ.
باد در چشم همه تحفه ی کشمیر کند.

پای این حرف که تا سه نشود بازی نیست.
کوچه را سرخوشِ از خنده ی انجیر کند*.

خواب خرگوش بگیرد زِ سرِ چشمِ خمار.
شعله در خانه ی آرامشِ تخدیر کند.

ننگ بی عاطفه بودن به هم آغوشیِ ابر.
از پرِ دامنِ مرداب، که تطهیر کند.

نور خورشید به جنگل زده سوزن سوزن.
همه جا پنجره در پنجره تنویر کند.

باد را هم نفسِ خش خشِ هر برگِ درخت.
در غزل، سمفونیِ زنجره تحریر کند.

باد با وسوسه شیطانِ درختان شده که.
بهر تابو شکنی ها همه را شیر کند.

می کِشد پرده ی مه در قُرُقی راز آلود.
کوه را در تَلِه ی دامنه نخجیر کند.

شبِ هجران، ابدی بر سرِ احیاگرِ خود.
تاج یلدا، خوشی و هلهله تصدیر کند.


رسول رشیدی راد(مجتبی) آبان ماه 98


*نزدیک از 600 گونه از انواع درخت انجیر هر سه فصل بهار و تابستان و پاییز میوه می دهند
کلمات کلیدی این مطلب :  باد، پاییز، سبز، غزل ،

موضوعات :  سایر ،

   تاریخ ارسال  :   1398/8/10 در ساعت : 7:2:41   |  تعداد مشاهده این شعر :  204


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 39,189 | بازدید دیروز : 50,960 | بازدید کل : 124,622,780
logo-samandehi