ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
چه بیدارست و بی خوابست و بی تابست شب ها را - کسی که تر کند با جام لبهای تو ، لب ها را - الا یا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام . از سرکار خانم بهرامچی شعرهایی به مراتب بهتر از این خوانده ام و فکر می کنم این غزل را بدون تام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - بحث صامت اضافی "چراغانی است" نیست ؛ چرا که وزن دوری به شاعر چنین امکانی را می دهد که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - دیدگاه مسئول ستون نقد: - گلدانهای خالی از گل ....استخرهای خالی از آب....چشمهای خالی از اش   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



فتنه
در مسجد ما گرچه خداییست،خدا نیست این کعبه بجز بتکده ای بی سر و پا نیست سجاده ی "خونین شده"تا مرکب شیخ است در قامت محراب،نیازی به خدا نیست صدها گل پرپر شده ی راه،در این دشت جز مفرش آرامش گام خلفا نیست پروانه! به دنبال گلستان چه هستی؟ از باغ، بجز ساقه ی خشکیده،بجا نیست تا زاهد شوریده، پی آن بت ترساست جز کفر،کسی محور پرگار ثنا نیست از رهبر این قافله چندی،خبری نیست شاید که بجز فقر،در این قافله،جا نیست زان روز که شد واعظ ما صاحب دولت جز "غیرخدا"قبله گهی،قبله ی ما نیست در سایه ی دستار،به سر،تاج نهادند ابلیس هم اینگونه پر از دلق و ریا نیست صد سفره ی پر،در حرم شیخ گشودند یک سفره ولی، باز برای فقرا نیست با تکه ی نانی به لب گور رسیدیم آن نیز که جز مانده ی سگهای شما نیست بر تار سر زلف زنان تیغ ‌کشیدند افسوس که بر تاری از این درد ،بها نیست ما را به بهشتی ابدی وعده نمودند گفتند رهی، جز گذر از رنج و بلا نیست گویند کلید گذر از این ره پر درد از یار سفر کرده ی این قصه جدا نیست ای یار سفر کرده،همه چشم به راهیم باز آ که در این قوم،بجز فتنه،به پا نیست
کلمات کلیدی این مطلب :  مسجد ، خداییست ، کعبه ، بی ، سر ، پا ، بتکده ای ، تکه ، نانی ، لب ،

موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1399/3/7 در ساعت : 15:40:47   |  تعداد مشاهده این شعر :  176


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 21,296 | بازدید دیروز : 30,027 | بازدید کل : 128,846,704
logo-samandehi