ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
چه بیدارست و بی خوابست و بی تابست شب ها را - کسی که تر کند با جام لبهای تو ، لب ها را - الا یا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام . از سرکار خانم بهرامچی شعرهایی به مراتب بهتر از این خوانده ام و فکر می کنم این غزل را بدون تام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - بحث صامت اضافی "چراغانی است" نیست ؛ چرا که وزن دوری به شاعر چنین امکانی را می دهد که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - دیدگاه مسئول ستون نقد: - گلدانهای خالی از گل ....استخرهای خالی از آب....چشمهای خالی از اش   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



غزل:آنان که هیچ عشق حسینی نداشتند

به آنان که هیچ عشق حسینی ندارند؛ولی...

آنان که هیچ عشق حسینی نداشتند،حالا برای شرح غمت روضه خوان شدند
از کربلای عشق تو صد کعبه ساختند،با ماجرای عشق تو هم داستان شدند

هم کیش دشمنان قسم خورده ی تو اند،حتی نماز را به تَمسخر گرفته اند
بوی نفاق می دمد از هر سلامشان،اما برای دین خدا پاسبان شدند!

شمشیر های غیرتشان در نیام ماند،دادیم هر "شلمچه"هزاران شهید هم
"حاجی"خودش نبود ببیند چه شد؛فقط،هر سوی آب رفت به آن سو روان شدند

دنیا پر از یزید و یزیدی شده است؛آه،هر روز کربلای تو تکرار می شود
غزه میان آتش سنگین توپ هاست،سیمرغ هایمان همه بی آشیان شدند

***

نوشیده اند شهد شهادت به نام عشق،رفتند تا حماسه ی دیگر رقم زنند
در صفحه های سنگی تاریخ مانده اند،با لهجه ی صریح خُدا ترجمان شدند.

آنان که هیچ عشق حسینی نداشتند،......................................................
....................................................،......................................................  .
 

محمد شکری فرد
پنجم محرم 1434
هشترود

 
 
کلمات کلیدی این مطلب :  محمد شکری فرد_شاعران دهه ی هفتاد ،

موضوعات :  عاشورایی ،

   تاریخ ارسال  :   1391/9/3 در ساعت : 8:31:15   |  تعداد مشاهده این شعر :  1326


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

اکرم بهرامچی
1391/9/5 در ساعت : 0:2:51
سلام آقای شکری فرد گرامی
غزلتون خیلی خیلی صادقانه و زیباست گرچه کم هستند شاعرانی که صادقانه و دور از کلیشه بسرایند
فقط مفهوم بیت زیر زیاد ربطی به ارتباط مفاهیم عمودی شعر نداره انگار روی هواست
...............................................دادیم هر "شلمچه"هزاران شهید هم
"حاجی"خودش نبود ببیند چه شد؛فقط،هر سوی آب رفت به آن سو روان شدند
باید ابیاتی از قبل داشته باشه برای کامل شدن پیام و .......
مانا باشید و سربلند در عاشورائی هایتان

سیاوش پورافشار
1391/9/5 در ساعت : 2:5:28

بنام خدا
شاعر شعر خوبی را آغاز کرده و انگار در لحظه سرایش شعر اتفاق خاصی دیده و به نظر حقیر می توانست غزل مهم و خطیری را رقم بزند اما نمی دانم در ادامه چه اتفاقی افتاده:
((شعر اصیل قبل از آنکه فهمیده شود با مخاطب ارتباط برقرار می کند.))
یادم نیست فکر کنم این جمله را از الیوت خوانده بودم
خیلی مواقع یک شعر را می خوانی هنوز خوب متن آن را متوجه نشدی آنقد رکلمات خوب نشسته اند که سریعا با آن ارتباط برقرار می کنی
منکر تواتایی های جناب محمد شکری فرد که از غزلسرایان خوبی است و نسبت به سن و سالش غزل را خوب می فهمد و خوب در قالب می آورد اما بنده هرگز نتوانستم با این غزلش ارتباط برقرار کنم شاید به دلایل زیر باشد:
1-این آنان کیستند که
نوشیده اند شهد شهادت به نام عشق،
اما
شمشیرهای غیرتشان در نیام ماند
یا در بحث نقد ادبی در بحث اندیشه نمی دانم دقیقا پیام شعر چیست؟
2-شعر باید کمی مخاطب را به چالش دریافت و بدور از هر ساده گویی بکشاند اما در بیشتر این غزل معنا ها شفاف، روایتها روشن،ترکیبات قابل لمس و... است
اگرچه شعر زیبایی های خاصی هم مثل:
وزن انتخابی شعر(اگر چه جاهایی وزن مخدوش شده است مثل
در صفحه صفحه ی تاریخ مانده اند،
حس و عاطفه شاعر دارد
محمد شکری فرد
1391/9/5 در ساعت : 7:1:40
سلام...

ممنونم از همه ی دوستانی که لطف کرده اند و برای شعرم وقت گذاشته اند.

آقای پور افشار اشاره کرده اند که در نیم مصرع "در صفحه صفحه ی تاریخ مانده اند" وزن دچار لغزش شده است که من همین الان متوجه شدم که آن نیم مصرع را با اشتباه تایپی در سایت قرار داده ام.

به این شکل بود:

در صفحه های سنگی تاریخ مانده اند...

و در مورد آنان که عشق حسینی ندارند و شمشیر های غیرتشان در نیام ماند ولی نوشیده اند شهد شهادت به نام عشق هم باید بگم که بیت آخر فصل دارد و اشاره می کند به شهادت آقا امام حسین و یارانش.

ممنون.
بازدید امروز : 1,103 | بازدید دیروز : 29,886 | بازدید کل : 128,729,368
logo-samandehi