ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با این همه توضیح واضحات که داده ایم و گفته ایم «امیدی» را بدون تشدید بخوانید باز سرکار خانم بهرامچی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - فقط بیت آخر وزنش به هم ریخته و زیبایی مفهوم و ترکیب ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود وعرض ادب جناب استاد خوش عمل کاشانی ارجمند - سپاس از نگاه پر مهر و بزرگوارانه تان .. چه پربها   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود و عرض ادب جناب حجت عزیز - ممنون و متشکرم از حضور ارزشمندتان و نقدی که برای این چند خط بنده د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ...عرض ادب و احترام ، استاد خوش عمل با توضیحات ارزنده شما آگاه و مجاب گردیدم ، سپاسگزارم از شما   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
شعر دلربای جناب دهقانی اصلا اشکال وزن ندارد....در مصراع اول بیت دوم حرف «ر» از کلمه ی «جریانها» را ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
سلام وخیلی ممنون.،درمصرع اول ،شاعرداره ازخولی میگه که ازشهرنامردان داره عبورمیکنه،باکیسه ای که سرمقد   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ... - عرض ادب و احترام خدمت جناب دهقانی گرامی و بزرگوار ... - درود بر ذوق سرشار و طبع شیری   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
باسلام و درود بانوی بزرگوار. - در مصرع مطلع : از شهر نا مردان به نامردی گذر کرد ، یعنی چه؟ غل   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - اتفاقا در این فاصلهٔ ده‌سال هم اشعار زیادی خونده‌ام و هم کمی مطالعه داشته‌ام. - حتی به    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



بال بزن (برای حماسۀ گوهرشاد)
مست و خراب آمدن، عادت آبادی است
کوشش بیهوده چیست؟ عشق خدادادی است
خاک کسی بازهم «مشهد» او می شود
وای! که در شهرما، معجزه هم عادی است
جز تو کسی در «حجاب»، کشف و شهودی ندید
مکتب عرفانی ات حلقه‌ای اضدادی است
سهم دلت از رضا، چیست؟ کبوتر شدن
بال بزن در حرم، نوبت آزادی است
مسجد و محرابمان، سرخ ترین وعده گاه
مقتل تو نیست این، حجلۀ دامادی است
عقل تو شیرین نبود، تکیه به طوفان زدی
تکیه بر این بی ستون، شیوۀ فرهادی است
منطق سرخی است این، اینکه بخندی به خون
چون که غمِ ما عَرَض ، «گوهر» ما «شاد»ی است
عشق به بهلول گفت نوبت دیوانگی است
سر به بیابان زده ست هر که در این وادی است
دادیار حامدی
کلمات کلیدی این مطلب :  غزل ، حماسۀ گوهرشاد ،

موضوعات :  اجتماعی ، ادب و مقاومت ،

   تاریخ ارسال  :   1395/4/26 در ساعت : 19:13:36   |  تعداد مشاهده این شعر :  909


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

خدابخش صفادل
1395/4/26 در ساعت : 19:45:38
درود بر دادیار!شعرت را خواندم.دیرگاهیست ازاحوال شما بی خبرم!
دادیار حامدی
1395/4/28 در ساعت : 13:52:47
سلام استاد عزیز! ارادتمندیم بسیار. دیدن بزرگوارانی چون شما بهترین خاطره و دستاورد از آن محفل بود.
محمدرضا جعفری
1395/4/27 در ساعت : 5:8:0
درود............
دادیار حامدی
1395/4/28 در ساعت : 13:47:52
سلام . ممنونم.
بازدید امروز : 12,669 | بازدید دیروز : 26,092 | بازدید کل : 135,198,873
logo-samandehi