ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
از جناب ترمک عزیز همیشه غزلهای شیوا و خواندنی خوانده ام ، شعر جناب ترمک دارای شخصیت خاص و به قول معر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... استاد خوش عمل کاشانی را می ستایم به سبب تاریخ شیدایی اش و شوریدگی شعرهای او و به خاطر نگاه بلند   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... خوش به حال کبوتران حرم / ما که جا مانده ایم ، جا مانده... شعری موثر و به یاد ماندنی از شاعری نام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... کربلا جز عشق و شیدایی نبود / هرچه دیدم غیر زیبایی نبود... سلام به شاعر ارجمند معاصر جناب سعیدی ر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام جناب ارغوان عزیز - ابتدا از حسن توجه و دقت شما سپاسگزارم و اما بعد : - /عمری/ افاده تما   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام و عرض ادب استاد گرامی - نظر شما هم درسته اما با سروده ی استاد صالحی فرقی نداره غزلشون خیلی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام مجدد - اگر می خواستید نحو را رعایت کرده باشید، بهتر بود می فرمودید: - و عمری صرف‌ِ‌کسبِ    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
مرا امشب بجوشان، شک مکن، در شیشه کن، بشکن - به دنبال خدایی تازه ام در باورستانها - هزاران درود ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
غزلی شکوهمند با همان زبان آشنا و گاه گزنده ی دکتر قزوه ، شرارت این لحن چنان است که ساختار قافیه را ه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



بال بزن (برای حماسۀ گوهرشاد)
مست و خراب آمدن، عادت آبادی است
کوشش بیهوده چیست؟ عشق خدادادی است
خاک کسی بازهم «مشهد» او می شود
وای! که در شهرما، معجزه هم عادی است
جز تو کسی در «حجاب»، کشف و شهودی ندید
مکتب عرفانی ات حلقه‌ای اضدادی است
سهم دلت از رضا، چیست؟ کبوتر شدن
بال بزن در حرم، نوبت آزادی است
مسجد و محرابمان، سرخ ترین وعده گاه
مقتل تو نیست این، حجلۀ دامادی است
عقل تو شیرین نبود، تکیه به طوفان زدی
تکیه بر این بی ستون، شیوۀ فرهادی است
منطق سرخی است این، اینکه بخندی به خون
چون که غمِ ما عَرَض ، «گوهر» ما «شاد»ی است
عشق به بهلول گفت نوبت دیوانگی است
سر به بیابان زده ست هر که در این وادی است
دادیار حامدی
کلمات کلیدی این مطلب :  غزل ، حماسۀ گوهرشاد ،

موضوعات :  اجتماعی ، ادب و مقاومت ،

   تاریخ ارسال  :   1395/4/26 در ساعت : 19:13:36   |  تعداد مشاهده این شعر :  792


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

خدابخش صفادل
1395/4/26 در ساعت : 19:45:38
درود بر دادیار!شعرت را خواندم.دیرگاهیست ازاحوال شما بی خبرم!
دادیار حامدی
1395/4/28 در ساعت : 13:52:47
سلام استاد عزیز! ارادتمندیم بسیار. دیدن بزرگوارانی چون شما بهترین خاطره و دستاورد از آن محفل بود.
محمدرضا جعفری
1395/4/27 در ساعت : 5:8:0
درود............
دادیار حامدی
1395/4/28 در ساعت : 13:47:52
سلام . ممنونم.
بازدید امروز : 20,852 | بازدید دیروز : 50,960 | بازدید کل : 124,604,443
logo-samandehi