ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : معصومه حیدرپور
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علی نظری سرمازه
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای ربانی گرامی - قسمت اول سروده ی شما هیچ ارتباطی با بخش میانی و پایانی از نظر معنا و صوَر    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : زهرا محمودی
با سلام و آرزوی سلامتی! - - استاد اقتداری بزرگوار سپاس از وقتی که برای نقد این اثر قدیمی گذاشتی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : زهرا محمودی
با سلام و آرزوی سلامتی! - سپاس از وقتی که برای نقد این اثر قدیمی گذاشتید و عذر تقصیر در پاسخگویی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



دریا
               دریا
 
هیچ ­کس نیست بدهکارتر از ما به علی
با چه رو، روی بیاریم خدایا به علی؟!
 
در سخن پیرو اوییم، ولی خود تو بگو
که شبیه است کجای عمل ما به علی؟!
 
دلِ سرخی که زبانه کشد از سینه کجاست؟
ورنه هستند زبان­‌ها همه گویا به علی
 
ای که دیروزِ تو هم مثل پریروز گذشت
باز امروز مده وعده‌­ی فردا به علی
 
روسیاهی دل من؛ روی بیاری به چه کس؟
به چه کس؟؛ هیچ ­کس و هیچ­ کس، الّا به علی
 
از علی هست مگر سنگ صبوری بهتر؟
غم خود را بگو ای دل، فقط امّا به علی

روز در خلوت خاموش خودت در خود باش
شب که شد شکوه ببر ای دلِ تنها به علی
 
به خدای علی، ای دوست قسم، درمان شد
-دردمندی که قسم داد خدا را به علی
 
گردباد آمد اگر زوزه‌­کش و بنیان‌­کن
به چه کس تکیه کند صولت صحرا؟ به علی
 
وقتِ بدمستی گردابِ ستبر و سرکش
به که امّید ببندد دلِ دریا؟ به علی
 
ظهرِ طوفانی طف بود و همه هول و هراس
متوسّل به که شد زینب کبری؟ به علی
 
کمرِ کوه از آن بارِ بلا خم می‌­شد
زینب امّا به که زد تکیه؟ نه آیا به علی؟
   
یاعلی گفت حسین و، رجزی خواند و، سپرد
-خویش را در دلِ هنگامه­‌ی هیجا به علی
 
سرپناهِ همه او بود و، او آورد پناه
خود، در آن غلغله‌­ی غربت و غوغا، به علی
 
به علی مثل نبی وحی نشد، در عوضش
-فاطمه هدیه شد از عالم بالا به علی
 
کوثر اهدا شده از حق به محمّد اوّل،
دوّم از سوی محمّد شده اهدا به علی
 
بهتر آن است بگوییم که: اعطیناکَ
شده نازل به محمّد، شده اعطا به علی
 
به عیان، بس که حیا داشت، نمی­‌گفت، امّا
-در نهان بود دل و دیده­‌ی زهرا به علی
 
به پدر گفت: خدا خود به که پیوندم زد؟
گفت: ای دختر دردانه­‌ی بابا! به علی
 
در پیِ داغِ پدر، بیش­تر از پیش، گره
-خورد نَفْس و نَفَس امّ­‌ابیها به علی
 
خاکِ خشکیده‌­ی بی‌­آب مگر دریابد
که گذشته است چه بی کوثر طاها، به علی
 
این گُلِ رُسته به پهلوت فقط سهم خداست
زخمِ خود را منما، فاطمه!، حتّی به علی!
 
علی، آیینه‌­ی ناموس خدا -فاطمه- است
می­‌کشم آه بر آن کس که کند ها به علی
 
به که در صلح و صبوری متأسّی شده بود
-مجتبی، آن مَثَلِ مهر و مدارا؟، به علی
 
جان عالم به فدای تو که در صبر و سخا
چه شبیهی حسن، ای حُسنِ د­ل‌آرا، به علی
 
هر چه اسباب بزرگی است ابوطالب داشت
فخرها داشت ولی سیّدِ بطحا به علی
 
در غدیر آن که خودش بر همه مولاست، بلند
-گفته مولا، به که گفته است؟ به مولا! به علی
 
با بشارت چو نداد داد که: هذا مولا
کرد اشارت به که با گفتن هذا؟ به علی
 
جامه‌­ی سبز ولا دوخته شد با نخِ نور
وز خدا هدیه شد آن خلعت زیبا به علی
 
که به پیران اُحُد درس جوانمردی داد
لافتی بود خطابش به که؟ الّا به علی؟
 
جنگ خیبر که در آن بلبله‌­ای برپا شد
به که خاموش شد آن آتش بلوا؟ به علی
 
آزمون داد چه خوش شیر خدا در خندق
آفرین گفت خداوند توانا به علی
 
معنی لَحْمُکَ لَحْمی است چه؟ یعنی که رسول
-جسم و جان را زده پیوند سراپا به علی  1
 
صیقلی گشت از او تیغِ کلامِ موسی
صاف شد آینه­‌ی روحِ مسیحا به علی
 
به کفش تیغِ دودم، وه که خدا بخشیده است
نه به موسی، که عصا و ید بیضا، به علی
 
پیشِ رو موجِ سیاه و، پسِ سر فوجِ سپاه
التجا برد در آن معرکه موسی به علی
 
هیچ دانی که چرا آن همه گیرا بوده
-گرم بوده نفس و نفخه­‌ی عیسی به علی
 
موقع بیختن و ریختن آمیخته شد
هر دو تا دفعه گِل آدم و حوّا به علی
 
در ازل پرده خود از پیشِ نگاهش پس رفت
داده شد تا به ابد اذنِ تماشا به علی
 
هست در پرده که و چه؛ به علی پنهان نیست
هر که و هر چه که بوده شده پیدا به علی
 
کیست او؟!؛ پرده‌­ی پندار به ناگاه افتاد
-پاسخِ مَن هُوَ گردید هویدا به علی
 
تشنه‌­کامان حقیقت همه رو می­‌آرند
وقتِ مشکل شدنِ حلّ معمّا به علی
 
دست بر دامن او هست؛ چه هشیار و چه مست
دل و دین داده؛ چه دیوانه، چه دانا، به علی
 
عشق از عقل جلو می‌­زند و عقل از عشق
می‌­رسند این دو یلِ تازه‌­نفس تا به علی
 
آسمان‌ْمنزلتی روی زمین منزل ساخت
ای شگفتا به علی، آی شگفتا به علی
 
مغزِ مستی علی و، هسته‌­ی هستی علی و
-هست هم این و هم آن زنده و زایا به علی
 
آخرت چون درِ فردوس شود باز، اوّل
-اهل جنّت به که گویند بفرما؟ به علی
 
جای او را چو ببینند، بگویند همه،
بالاخص سدره­‌نشینان، لَکَ طوبی به علی  2
  
که چو او در شرف و شوکت و شأن است؟ -خودش!
نرسد جز علیِ عالیِ اعلا به علی
 
خود علیّ است نماز و، متبرّک شده است
مسجد و مأذنه، محراب و مصلّا به علی
 
دو دلم؛ شکّ من از شرک نباشد بهتر
دلِ من!؛ سجده ببر یا به خدا، یا به علی!
 
جز خدایی، به خدا مابقی­‌اش هر چه که داشت
همه را داد خدا در دم و یک‌­جا به علی
 
شد به‌­حق آینه‌­ی جلوه‌­ی حقّ و، چه به­‌جا
می­‌برازد لقب آیت عظمی به علی
 
آسمانا! مَه و مهر تو شبیهند فقط
-ذرّه­‌ای از نظر سیرت و سیما به علی
 
هر کجا آینه‌­ای هست بدان وابسته است
از رگ و ریشه و از منشأ و مبنا به علی
 
آفرینش غزلی گنگ و گس و گم بوده
شده شاخص، شده شیرین، شده شیوا، به علی
 
بی علی تافته و بافته‌­ای بیهوده است
لفظِ خلقت به چه کس یافته معنا؟ به علی
 
نه عقابی یله از دانه‌­ی دنیاست فقط،
بلکه تنگ است، بله، عرصه‌­ی عقبا به علی!
 
از قضا، با هم و بی هم، چه‌­قَدَر؟ شصت و سه سال
نه علی ساخت به دنیا و، نه دنیا به علی!
 
پشتِ پا تا نخوری ای دل از اغیار، بزن
-به علی رو و، بده دستِ تولّا به علی
 
خودِ عشق است چنین حسّی و حالی، به خدا!
عاشقی، ای دل شوریده و شیدا، به علی!
 
داروی دفع عطش را دگر از جوی مجوی
رو بیار، آی دلِ تشنه!، به دریا -به علی-
 
روزگارِ دل من تیره‌­تر از شب بادا
رو اگر کرد فقط روزِ مبادا به علی
 
 

---------------------------------------------------------------------------             
1- اشاره‌­ای است به خطاب پیامبر گرامی اسلام (ص) به امیرالمومنین علی (ع): لَحْمُکَ مِن لَحْمی و دَمُکَ مِن دَمی و سِلْمُکَ سِلْمی و حَرْبُکَ حَرْبی و الایمانُ مُخالِط لَحْمَکَ و دَمَکَ کما خالَطَ لَحْمی و دَمی؛ گوشت بدن تو از گوشت بدن من و خون تو از خون من و آشتی با تو آشتی با من و جنگ با تو جنگ با من است، و ایمان با گوشت و خون تو آمیخته شده، چنان که با گوشت و خون من درآمیخته است.
 2- اصل این عبارت ((طوبی لَک)) است؛ به معنی ((خوشا به حال تو))
 

 
 
 
 
 
 
کلمات کلیدی این مطلب :  دریا ، علی ، سنگ صبور ، طاها ، بطحا ،

موضوعات :  آیینی و مذهبی ،

   تاریخ ارسال  :   1397/3/13 در ساعت : 1:12:32   |  تعداد مشاهده این شعر :  894


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

رضا محمدصالحی
1397/3/13 در ساعت : 1:47:25

این گُلِ رُسته به پهلوت فقط سهم خداست
زخمِ خود را منما، فاطمه!، حتّی به علی!


سلام و عرض ادب و دعای خیر

ماشاءلله استاد ، بسیار عالی

ماجور باشید
عباس خوش عمل کاشانی
1397/3/13 در ساعت : 2:0:55
درود بر حضرت استاد ذکاوت عزیز و کرامند.قصیده ای بس فاخر سروده اید که در نوع خود کم نظیر است.این قصیده در تاریخ ادبیات معاصر پارسی جاودان خواهد ماند و هر کس آن را بخواند زبان به تحسین وترحیب خواهد گشود.دستمریزاد استاد بزرگوار.
نغمه مستشارنظامی
1397/3/14 در ساعت : 3:0:42
یا علی مدد
بسیار شیوا و زیبا سروده اید استاد
سید حسن مبارز
1397/3/14 در ساعت : 9:17:28
سلام و رحمه
بسیار خوب و جامع‌. دست مریزاد
یوسف شیردژم «افق»
1397/3/16 در ساعت : 2:14:19
هیچ ­کس نیست بدهکارتر از ما به علی
با چه رو، روی بیاریم خدایا به علی؟!

در سخن پیرو اوییم، ولی خود تو بگو
که شبیه است کجای عمل ما به علی؟!

سلام

آفرین بر حاج خلیل عزیز
زنده باشید
حنظله ربانی
1397/3/16 در ساعت : 23:10:51
درود بی پایان به شما استاد عزیز
ابراهیم لایق برحق
1397/3/18 در ساعت : 6:0:42
ای که دیروز تو هم ....

چقدر تأثیرگذار .... درودها
افتخارها
بازدید امروز : 3,890 | بازدید دیروز : 26,255 | بازدید کل : 133,615,988
logo-samandehi