ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود جناب محمد صالحی عزیز - استاد سخن نیز چنین شگردی را بکار بردند - پسران وزیر ناقص عقل لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
درود بر شما - چون /ه/ در گواه ملفوظ است گواه با خدا و عزا قافیه نمیشه ِِ - ضمن آنکه پیغمبر هم جز   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام و عرض ادب. - - نیست مخصوص به خورشید, به خون غلتیدن - عشق بسیار ازین طایر بسمل دارد...   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - در رباعی اول واژه ی « بقیع» هیچ نقشی در جمله ها ندارد، ببینیم : - زهرا غزل ناب الهی ست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود بانو بهرامچی گرامی - - هر دو پیام شما را خواندم . به نظرم هر دو یک نظر ساده و غیر فنی است   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام استاد گرامی - چرا در مورد بیت مطلع که مصرع هایش کاملا بی ربط هستند چیزی نکفتید ؟و حتی بیت س   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام به شاعر محترم و منتقدان عزیز - بنده هنوز نمی دانم صفت زیبایی, زمانی که در مورد یک اثر هنری به   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
تا اساس دل به روی آجری بی فایده ست - عشق یک عمراست با ما دم خوری بی فایده ست - سلام آقای نرمک گ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود - مصرع آخر را اگر می گفتید: - {{تازه می فهمم که دل هم عنصری بی فایده است}} - از حشو مورد   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



ایستاده ایم...........
ایستاده ایم ......فاستقم
به پژواک دردها
به سایه سار نور
به موج های روشن زمان
به نسیم سبکبالان عاشق
به لبخندهای فرشته
به اشک های علی
به موج زمانیم از دریاهای دور
از کوچه ها ی مردی
مردانی از جنس درد
نقاشان عاشق
خنیاگران پرده ی آخر
بارانی در سمت اوج
به حلقه های موّاج 
مردمک های مرد
به موج خیز حادثه ها
به دفتر عشق
به مُهر سالها عزت
به عشق
به ظهر عطشدرباران نیزه
به صلابت نسل آفتاب
به افق های خونین
ایستاده ایم.........فاستقم
ماییم وروزهای بیمار
به نبض سبز دنیا پرستی
درچرخ فتنه خیز دوران
چهره های نو
قابهای فراموشی 
فراموشی شبهای اوج
روزهای کوچ
راز بوسه و اشک وحنابندان
درچرخش خود در افق های بی ستاره
به دالان های فریب 
به دشت ظلمت جهنم درون
افق ها ی کم سو 
ناهمواری راه
به عمق حادثه
به بارانی چشم 
چشمه های درون 
اشک های شب 
آهی ازجنس دردهای شناور
به سونامی خودباختگان 
سوزی  از نوع بودن 
دردی  ازنوع فروریختن
آواری از جنس بی توبودن
آری به باران دردیم
درکلام حمید
به یک ریز باران
قابی از روزهای ماندن
به تنفس ریش های بی ریشه 
 درزخم های گشوده ی 
ایستاده ایم .
به امتداد راه 
به امتداد مردان لشکر عشق
به امتداد عاشورا
به امید صبح روشن 
آری:
ایستاده ایم......فاستقم

موضوعات :  ادب و مقاومت ،

   تاریخ ارسال  :   1397/7/3 در ساعت : 11:4:1   |  تعداد مشاهده این شعر :  540


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 14,086 | بازدید دیروز : 32,615 | بازدید کل : 127,211,071
logo-samandehi