ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام . از سرکار خانم بهرامچی شعرهایی به مراتب بهتر از این خوانده ام و فکر می کنم این غزل را بدون تام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - بحث صامت اضافی "چراغانی است" نیست ؛ چرا که وزن دوری به شاعر چنین امکانی را می دهد که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - دیدگاه مسئول ستون نقد: - گلدانهای خالی از گل ....استخرهای خالی از آب....چشمهای خالی از اش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام و عرض ادب. - ویراستاری می گفت به سه چیز علاقهٔ بیشتری دارد,اول خوردن, دوم خانواده و سوم وی   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



دلار
این چه پولی است که نامش را بگفتندی دلار
نقل هر مجلس که باشی می برند نام از دلار
آب نوش خواهی کنی گویند گران اندر گران
اعتراضی گر کنی گویند ترا بالاست دلار
هر چه خواهی رفته بالا نرخ آن این روزها
بی ثباتی رایج است از برکت نرخ دلار
فی المثل گویم ترا چندین مثال در وصف آن
تا بدانی ارزش یک واحد از ارز دلار
گاوها شیر می دهند اما لبن گشته گران
ای بدا بر حالد ما  گاو  هم گرفت نرخ دلار
میوه در خاک وطن آید پدید اما گران
علت ارزان نبودن را بگویندت دلار
نان سنگک را دو تا کنجد زنند بر روی آن
نرخ آن را برده اند بالا برابر با دلار
سبزی خوردن که با آب پساب آید پدید
نرخ آن را برده اند بالاتر از نرخ دلار
دستمزد کارگر سالانه افزایش دهند
سقف افزودن ریال و نرخ چاپیدن دلار
خودرو ایرانی سایپا و محصول دگر
ارزشش یک صددلاری عرضه اش صدها دلار
مرغ بیچاره که با هورمون کند رشد و نمو
چون زنند گردن فروشند لاشه اش را چند دلار
کارگر ایرانی و سیمان و آجر بیشمار
خانه ها تا عرش می سازند نرخش با دلار
خانه ها چون قوطی کبریت می سازند ولی
چون به املاکی سپارند خشت خشت آن دلار
قیمت کالا به هر بقالی و دکان و کوی
اختلاف و اختلاف دارد و علت هست دلار
دزدها از بهر بالا بردن اجناس خود
صد بهانه می کنند گویند گران گشته دلار
مشد حسن اصلا ندیده رنگ و روی یک دلار
لاف می بافد که وارد می کنم جنس با دلار
دکه مشدی رجب سیگار میفروشد گران
ناسزا گوید به افزاینده نرخ دلار
دست دلالان یه دسته اسکناس سبز رنگ
با تراول می کنند سودا همه  ارز و دلار
بانک های ما که باید مقتصد باشند ولی
می فروشند از پی هم سکه و ارز و دلار
آن یکی یک تن خریده سکه و آن یک طلا
گشته در انبان همه دارایی و ارز و دلار
وا اسف ما که عقب ماندیم از این سوت قطار
هر که می چاپد بچاپد سکه و ارز و دلار
شیر خشک کودک و پوشک گران اندر گران
محتکر با احتکار افزوده بر نرخ دلار
این چه شیبی شد برای ملت ایران حسن
ابتدایش با دلار و انتهایش با دلار
شعر جهرودی ندارد ارزش یک ده ریال
از چه می گوید پی هم از دلار و از  دلار
قفل آویز بر زبان و چشم خود را وامکن
شیب تندتر می شود هر روز با نرخ دلار
                                                                                                     تابستان 97



کلمات کلیدی این مطلب :  ،

موضوعات :  طنز ،

   تاریخ ارسال  :   1397/10/3 در ساعت : 7:58:17   |  تعداد مشاهده این شعر :  467


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 10,989 | بازدید دیروز : 30,393 | بازدید کل : 128,598,009
logo-samandehi