ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
از جناب ترمک عزیز همیشه غزلهای شیوا و خواندنی خوانده ام ، شعر جناب ترمک دارای شخصیت خاص و به قول معر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... استاد خوش عمل کاشانی را می ستایم به سبب تاریخ شیدایی اش و شوریدگی شعرهای او و به خاطر نگاه بلند   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... خوش به حال کبوتران حرم / ما که جا مانده ایم ، جا مانده... شعری موثر و به یاد ماندنی از شاعری نام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... کربلا جز عشق و شیدایی نبود / هرچه دیدم غیر زیبایی نبود... سلام به شاعر ارجمند معاصر جناب سعیدی ر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام جناب ارغوان عزیز - ابتدا از حسن توجه و دقت شما سپاسگزارم و اما بعد : - /عمری/ افاده تما   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام و عرض ادب استاد گرامی - نظر شما هم درسته اما با سروده ی استاد صالحی فرقی نداره غزلشون خیلی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام مجدد - اگر می خواستید نحو را رعایت کرده باشید، بهتر بود می فرمودید: - و عمری صرف‌ِ‌کسبِ    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
مرا امشب بجوشان، شک مکن، در شیشه کن، بشکن - به دنبال خدایی تازه ام در باورستانها - هزاران درود ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
غزلی شکوهمند با همان زبان آشنا و گاه گزنده ی دکتر قزوه ، شرارت این لحن چنان است که ساختار قافیه را ه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



نودولتان
چشمهای مستِ تو بادام را می می کنند
گلّه گلّه برّه آهو جانبم هی می کنند

پلک هایت را ببند و باز کن زیباترند
دخترانِ دلربا وقتی که لی لی می کنند

دخترانِ عشوه ات مانندِ آقازاده ها
راهِ صدها ساله را یک ساعته طی می کنند

من چطور از عشق بنویسم که در دستم تهی
میلۀ خودکار را چون لولۀ نی می کنند

"یا رب این نودولتان را بر خرِ خودشان نشان"
چونکه دارند اسبِ احساسِ مرا پی می کنند

دزد می باشند امّا پشتِ هم چون دزدگیر
دزد می گویند و فریادِ پیاپی می کنند

پشتِ بامند و می افتند از دو سو با کارِ خود
لزبین هستند و خود را با عمل گی می کنند

هر شکر خوردند اینان نوچه ها هم می خورند
چون کلاغانی که پیش جوجه ها قی می کنند

می رود از یادها هرکس که فریادی زند
پشتِ دیوارِ زمان هرکار با وی می کنند

با دماوندی دگر بر خیز از گور ای بهار
کاین زمان در شهرِ تهران بدتر از ری می کنند

#غلامعباس_سعیدی
کلمات کلیدی این مطلب :  نودولتان ،

موضوعات :  اجتماعی ، سایر ،

   تاریخ ارسال  :   1397/12/22 در ساعت : 18:22:45   |  تعداد مشاهده این شعر :  353


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

محمدرضا جعفری
1397/12/23 در ساعت : 2:21:40
درود استاد
ماشاالله
غلامعباس سعیدی
1397/12/24 در ساعت : 18:24:0
سلام ودرود بر شما
بازدید امروز : 23,309 | بازدید دیروز : 56,109 | بازدید کل : 124,422,243
logo-samandehi