ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : هادی قربانی
۱۶:۳۶ - کیفیت بی‌نام حالتی است غیرقابل توضیح. - سال‌ها قبل از این که نویسندۀ کتاب معماری و راز ج   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
با سلام استاد معصومی عزیز - مصرع پایانی را دریاب - چرا که پیام گویا و رسا نیست - چه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
رسالت شعر بیان حق هست و اغراق هم جزو صنایع ادبی است اما وقتی از محدوده انصاف در حد سال نوری خارج می   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حکیم
با سلام - من این شعر را در تاریخ 9/8/1402 ارسال کردم اما تاریخ ارسال آن را 24/4/1402 زده‌اند چطو   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : فیروزه سمیعی
درودتان باد جناب استاد پور حفیظ فرهیخته ی گرامی 🌞 - به دیده ی لطف مهر می خوانید مهربان 🌺🍃🌹🍀    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
درودها بانوی فرهنگ و ادب استاد سمیعی⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩🌹🌹🌹🌹 - بسیار زیبا می‌سرایید و مخاط   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
بانو جاویدنیا درودها!🌹🌹🌹🌹 - بسیارزیبا ودلنشین بود،تقریبن غزل عاشقانه درحرمش ازاین حقیر هم همچن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما - واقعا تا گفتن شعر سپیدی اینچنین - رگ به رگ می گردد آدم را کمر تا آستین - هرچند    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



وقتی که در خون غرقه دیدم پیکرت را

وقتی که در خون غرقه دیدم پیکرت را
دیدم    ترا  اما   ندیدم   سنگرت   را
سیلاب خون از دیده می ریزم بدامن
وقتی  بیاد  آرم    وداع     آخرت را
وقتی که می رفتی ، به  صبر و بردباری
دعوت نمودی مادرت را ،همسرت را
از پشت سر، وقتی دوان آمد بسویت
چون جان  در آغوشت کشیدی دخترت را
رفتی ولی افسوس دیگر بر نگشتی 
آتش زدند اهریمنان  بال و پرت را
آری توآن شب  با خدا سودا نمودی
یعنی  سپردی بر خدای خود سرت را
میدان به میدان کو به کوسنگر به سنگر
نقش تو می بینم ، نمای  دیگرت را
آن روز وقتی تا خدا پل بسته بودی
تا بگذرانی پاره های   پیکرت را
دیدم که سنگرساز بی سنگر تویی تو
با خونت آذین بسته بودی بسترت را
ای  تشنه ی  در خون تپیده ،غم مخور، کرد
یار  از شراب عافیت پر ساغرت را 
 
علی شهودی
3اردیبهشت98

کلمات کلیدی این مطلب :  سنگرسازبی سنگر ، خون ، پیکر ، شهید ، دفاع مقدس ، پل ،

موضوعات :  ادب و مقاومت ،

   تاریخ ارسال  :   1398/2/4 در ساعت : 9:12:2   |  تعداد مشاهده این شعر :  1015


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 1,347 | بازدید دیروز : 25,353 | بازدید کل : 158,734,162
logo-samandehi