ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
عزیز بزرگوار جناب رضاپور گرامی! تعریف جدیدی از ترنج صورت نپذیرفته است. این که بگوئیم ترنج قالبی است    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
سلام و درود بر حضرت دوست جناب رضا پور عزیز - @@@@@@@ - می دانم که تلاش دارید جناب حیدری فخر را ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : م. رضاپور
بسم الله الرحمن الرحیم - سلام و درود به همه ی عزیزان بویژه حضرت دوست، - جناب استاد حاجی محمدی ع   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام استاد عزیز - پیشنهادتون خوب بود - اینطور اصلاح میکنم - جز این همه کار و بار میخواهم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر شاعر محترم - در رباعی دوم - مصراع یک خودر و و یک خانه و ویلای شمال - رها شده است لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
چه بیدارست و بی خوابست و بی تابست شب ها را - کسی که تر کند با جام لبهای تو ، لب ها را - الا یا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



وقتی که در خون غرقه دیدم پیکرت را

وقتی که در خون غرقه دیدم پیکرت را
دیدم    ترا  اما   ندیدم   سنگرت   را
سیلاب خون از دیده می ریزم بدامن
وقتی  بیاد  آرم    وداع     آخرت را
وقتی که می رفتی ، به  صبر و بردباری
دعوت نمودی مادرت را ،همسرت را
از پشت سر، وقتی دوان آمد بسویت
چون جان  در آغوشت کشیدی دخترت را
رفتی ولی افسوس دیگر بر نگشتی 
آتش زدند اهریمنان  بال و پرت را
آری توآن شب  با خدا سودا نمودی
یعنی  سپردی بر خدای خود سرت را
میدان به میدان کو به کوسنگر به سنگر
نقش تو می بینم ، نمای  دیگرت را
آن روز وقتی تا خدا پل بسته بودی
تا بگذرانی پاره های   پیکرت را
دیدم که سنگرساز بی سنگر تویی تو
با خونت آذین بسته بودی بسترت را
ای  تشنه ی  در خون تپیده ،غم مخور، کرد
یار  از شراب عافیت پر ساغرت را 
 
علی شهودی
3اردیبهشت98

کلمات کلیدی این مطلب :  سنگرسازبی سنگر ، خون ، پیکر ، شهید ، دفاع مقدس ، پل ،

موضوعات :  ادب و مقاومت ،

   تاریخ ارسال  :   1398/2/4 در ساعت : 20:42:2   |  تعداد مشاهده این شعر :  659


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 9,752 | بازدید دیروز : 25,642 | بازدید کل : 130,257,997
logo-samandehi