ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
از جناب ترمک عزیز همیشه غزلهای شیوا و خواندنی خوانده ام ، شعر جناب ترمک دارای شخصیت خاص و به قول معر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... استاد خوش عمل کاشانی را می ستایم به سبب تاریخ شیدایی اش و شوریدگی شعرهای او و به خاطر نگاه بلند   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... خوش به حال کبوتران حرم / ما که جا مانده ایم ، جا مانده... شعری موثر و به یاد ماندنی از شاعری نام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... کربلا جز عشق و شیدایی نبود / هرچه دیدم غیر زیبایی نبود... سلام به شاعر ارجمند معاصر جناب سعیدی ر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام جناب ارغوان عزیز - ابتدا از حسن توجه و دقت شما سپاسگزارم و اما بعد : - /عمری/ افاده تما   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام و عرض ادب استاد گرامی - نظر شما هم درسته اما با سروده ی استاد صالحی فرقی نداره غزلشون خیلی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام مجدد - اگر می خواستید نحو را رعایت کرده باشید، بهتر بود می فرمودید: - و عمری صرف‌ِ‌کسبِ    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
مرا امشب بجوشان، شک مکن، در شیشه کن، بشکن - به دنبال خدایی تازه ام در باورستانها - هزاران درود ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
غزلی شکوهمند با همان زبان آشنا و گاه گزنده ی دکتر قزوه ، شرارت این لحن چنان است که ساختار قافیه را ه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



ترانه_دل آويز
دل آويز .....

بند به بندِ مرا ، تو تا جنون برده اي
عشقِ تو پرواز شد ، با چه زمين خورده اي..!

ديده به شب هايِ تار ، ماه به رويِ تو ديد
برقِ دو چشمِ تو را ، صاعقه بايد كشيد

مقصد از هر سمت و سو ، راه به سويِ تو بود
روزيِ انبوهِ عشق ، بركتِ رويِ تو بود

آمده شعر از تبِ ، هر چه به نامِ تو بود
شعر به زيباييِ ، چشم تو بايد سرود

چشم به رويِ تو و ،
دل به تو مشتاق بود
عشق در آغوشِ تو ،
محفلِ عشاق بود

ماه به تماشايِ ماه ، خانه در اين خانه كرد
لحظه به لحظه مرا ، چشم تو ديوانه كرد....

مانده هر آنچه از من ، عشقِ تو آتش كشيد
خوش تر از اين سوختن ، در همه عالم نديد

سرخوشِ مستانه از ، رويِ تو جانا بود
جهان به اندازه ي ، چشم تو زيبا بود..

شوق به ديدارِ تو ، رويِ دل آويز بود
در نفسِ من مدام ، عشقِ تو لبريز بود.....

چشم به رويِ تو و ،
دل به تو مشتاق بود
عشق در آغوشِ تو ،
محفلِ عشاق بود....
کلمات کلیدی این مطلب :  دل آويز ،

موضوعات :  ترانه ،

   تاریخ ارسال  :   1398/5/12 در ساعت : 6:46:9   |  تعداد مشاهده این شعر :  237


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 19,914 | بازدید دیروز : 50,960 | بازدید کل : 124,603,505
logo-samandehi