ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... حیرت آور است این غزل، آنهم در این مجال اندک و با این همه کار که بر سر شاعر ریخته است من نشستم و    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید محمدرضا لاهیجی
سلام و درود جناب استاد - روز نکو - بزرگوارید و کوچک‌نواز - روح استاد اقتداری شاد - سایه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - وزن مصرع مورد اشاره ایرادی ندارد - مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن - و البته به نظ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
درود بر شاعر محترم - آمیخت، از روانی مصراع( آن هم در مطلع غزل)بسیار کاسته است، در ضمن وزن این مصرا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صمد ذیفر
سلام - و عرض تسلیت به سید عزیز - عالی سرودید - روح استاد اقتداری عزیز شاد و با اولیاء الله    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام و درود - - به سیاهی رفتن اصطلاحی است که در محاورات هم بکار می رود یعنی دچار ضعف شدن ( کس   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود استادگرانقدر .. منظور سرگیجه ی سپیداری ست که حاصل از سیاهی رفتن چشم (تقابل سپیدی و سیاهی) اوست    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
با سلا م عرض ادب بسیار روان و زیباست بزرگوار - - اما پیام این مصرع را نگرفتم گنگ است عذر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
از جناب ترمک عزیز همیشه غزلهای شیوا و خواندنی خوانده ام ، شعر جناب ترمک دارای شخصیت خاص و به قول معر   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



شاه بر شاهنشین
 
شاه بر شاهنشین آمده است
پدرم آمده است ؛
با قدم های بلند
مقدمش آینه بندان و دلش دولت عشق
بودنش خواستنی تر ز تمنای بهشت
قسمش راست تر از مسجد و محراب و کنشت
اعتبارش سند معتبر هشت بهشت
 
در نگاهش پر خورشید نهان
در صدایش نفس حضرت داوود عیان
شِکر اندر شکر و جوهر شیرینِ بیان
با چنین وضع که گفتم
پدرم آمده است ؛
آمده تا که دمی باز نفس تازه کنم
بنشینم آرام
تکیه بر کوه کنم
پنجه در کشتی طوفان شکن نوح کنم
 
پدرم آمده است ؛
آسمان آمده تا پرده ی ادراک زمین
رحمت از عرش فرود آمده بر خاک زمین
تا ببینیم از این باغ چه بر می گیریم
 
پدرم آمده است ؛
محکم و سوخته و خسته ترین
سربلند از گذر راه نفس گیر زمان
و کماکان نظرش باز تر از خنده ی صبح
چشم و گوش و دل و دین
پاک تراز آب روان
 
باز می گویم و تکراری نیست 
ایها الناس بدانید که امشب
پدرم آمده است ؛
دست و پا جمع کنید و
به ادب بنشینید
لب ببندید و فقط گوش کنید
که دل آرام ترین زمزمه ، هایِ پدر است
و خوش آواز ترین بانگ ازآن پدر است
 
دوستان قدر بدانیم که ایمان پدر است
بر سریر دل فرزند سلیمان پدر است
بوی گندم به خدا در نفس نان پدر است
ادب و تربیت و جوهر امکان پدر است
بند بند تنمان
آبیاری شده از بند وجود پدر است
تا ببینیم از این گنج چه بر می داریم
 
پدرم آمده است ؛
ناز ابریشم این شعر فدای قدمش



نیمایی "شاه بر شاه نشین" از دفتر اشعار نو و تصنیفها "به رنگ دل"


   تاریخ ارسال  :   1398/12/16 در ساعت : 10:28:41   |  تعداد مشاهده این شعر :  192


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 7,486 | بازدید دیروز : 34,815 | بازدید کل : 125,752,914
logo-samandehi