ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام و درود - - به سیاهی رفتن اصطلاحی است که در محاورات هم بکار می رود یعنی دچار ضعف شدن ( کس   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود استادگرانقدر .. منظور سرگیجه ی سپیداری ست که حاصل از سیاهی رفتن چشم (تقابل سپیدی و سیاهی) اوست    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
با سلا م عرض ادب بسیار روان و زیباست بزرگوار - - اما پیام این مصرع را نگرفتم گنگ است عذر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
از جناب ترمک عزیز همیشه غزلهای شیوا و خواندنی خوانده ام ، شعر جناب ترمک دارای شخصیت خاص و به قول معر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... استاد خوش عمل کاشانی را می ستایم به سبب تاریخ شیدایی اش و شوریدگی شعرهای او و به خاطر نگاه بلند   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... خوش به حال کبوتران حرم / ما که جا مانده ایم ، جا مانده... شعری موثر و به یاد ماندنی از شاعری نام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... کربلا جز عشق و شیدایی نبود / هرچه دیدم غیر زیبایی نبود... سلام به شاعر ارجمند معاصر جناب سعیدی ر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام جناب ارغوان عزیز - ابتدا از حسن توجه و دقت شما سپاسگزارم و اما بعد : - /عمری/ افاده تما   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام و عرض ادب استاد گرامی - نظر شما هم درسته اما با سروده ی استاد صالحی فرقی نداره غزلشون خیلی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام مجدد - اگر می خواستید نحو را رعایت کرده باشید، بهتر بود می فرمودید: - و عمری صرف‌ِ‌کسبِ    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



"آمدم" غزلی تقدیم به بی بی فاطمه زهرا (س)
صلات ظهر جمعه بود دنیا آمدم بانو
و آخرهای شهیریور که اینجا آمدم بانو
مرا گم کرد و پیدا کرد گویا قابله( شرحی است)
خلاصه داستانی بود، تا...تا آمدم بانو
در این گوشم اذان گفتند و در آن یک اقامه، تا
برای عاشقی کم کم محیا آمدم بانو
اگر رفتم غلط کردم، اگر چه من کجا رفتم؟!
گذشته ها گذشت و رفت و حالا آمدم بانو
نمی خواهم گلایه کرده باشم، غیر یک جمله:
تو هم هرگز نپرسیدی که آیا آمدم بانو
و یا در گرگزار بیشه های نیل چون بره
عزیزی نه، لذیذ چه دهن ها آمدم بانو
گرفتند و مرا بستند و ترساندند از عشقت
بریدم بندها، شد بندها وا، آمدم بانو
بگویم نه ندارم که دروغ است و تو میفهمی
به چشمه چشم من تشنه است، آن را آمدم  بانو
مرا سیراب کن، آنوقت خواهی دید این برده
چه رام است و بخوانی حمد زیرا آمدم بانو
خودم که گفتم، آنچه رفت، دیگر رفته، حرفی نیست
تمامش می کنم، با حرف خوش، با "آمدم" بانو
 مهرداد نصرتی مهرشاعر

 
کلمات کلیدی این مطلب :  حضرت زهرا ، فاطمه ، ام ابیها ، بشیر ، نذیر ، مهرداد نصرتی ، مهرشاعر ، شهادت ، وفات ، بی بی ،

موضوعات :  آیینی و مذهبی ،

   تاریخ ارسال  :   1393/12/18 در ساعت : 23:3:7   |  تعداد مشاهده این شعر :  733


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 30,056 | بازدید دیروز : 40,832 | بازدید کل : 125,533,100
logo-samandehi