ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود جناب محمد صالحی عزیز - استاد سخن نیز چنین شگردی را بکار بردند - پسران وزیر ناقص عقل لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
درود بر شما - چون /ه/ در گواه ملفوظ است گواه با خدا و عزا قافیه نمیشه ِِ - ضمن آنکه پیغمبر هم جز   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام و عرض ادب. - - نیست مخصوص به خورشید, به خون غلتیدن - عشق بسیار ازین طایر بسمل دارد...   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - در رباعی اول واژه ی « بقیع» هیچ نقشی در جمله ها ندارد، ببینیم : - زهرا غزل ناب الهی ست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود بانو بهرامچی گرامی - - هر دو پیام شما را خواندم . به نظرم هر دو یک نظر ساده و غیر فنی است   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام استاد گرامی - چرا در مورد بیت مطلع که مصرع هایش کاملا بی ربط هستند چیزی نکفتید ؟و حتی بیت س   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام به شاعر محترم و منتقدان عزیز - بنده هنوز نمی دانم صفت زیبایی, زمانی که در مورد یک اثر هنری به   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
تا اساس دل به روی آجری بی فایده ست - عشق یک عمراست با ما دم خوری بی فایده ست - سلام آقای نرمک گ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود - مصرع آخر را اگر می گفتید: - {{تازه می فهمم که دل هم عنصری بی فایده است}} - از حشو مورد   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



شبنم خون در توصیف معراج صبح حضرت امیر
در افق نگاهم
حرکت اهسته ی گام های تورا
به سمت معبود گاه سبز
بارها تکرار کردم
وچه 
زیبا بود 
رد گامهایت
که در پس تو 
چون فانوسهای معبد
ویا خوشه ی پروین
در کهکشان راه شیری 
مسیر یابی 
برای ناخدای سرگردان دریا 
من حرکت اهسته ی تورا
درذهنم بازسازی کرده ام
هیچ چیز مادی در ان ندیدم
تو ترکیبی از :
نور و نور و نور بودی
که در حاله ای ازکوچه باغ سرو
بهار را دنبال میکردی
تا وجودت را رگ بزنی
اری
نهال تو 
در باغ پیر 
در هجوم سایه ها ی متعصب 
درد میکشید
طغیان میکرد
و شب ها که سایه ها محو میشدند
چون بید سربزیر
ازرگهایش 
شبنم خون می بارید
باغبان پیر 
باتبر 
به فکر هرس نهال تو بود
دریغ از اینکه
ریشه ی نهال تو با آب آنجا سازگار نبود
آری
چنین بود 
که در غیاب سایه ها
خونت را هدیه کردی
تا قبل از طلوع آفتاب
زمین راپاک کنی



کلمات کلیدی این مطلب :  نور بهار سبز ،

موضوعات :  آیینی و مذهبی ،

   تاریخ ارسال  :   1399/2/25 در ساعت : 3:35:8   |  تعداد مشاهده این شعر :  293


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 12,116 | بازدید دیروز : 32,230 | بازدید کل : 127,140,707
logo-samandehi